عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )
26
عوارف المعارف ( فارسى )
باب هفتم در بيان تصوّف و آنان كه خود را بديشان مانند كنند عن انس - رضى اللّه عنه - قال : جاء رجل الى النّبى - صلعم - فقال : يا رسول اللّه ، متى قيام السّاعة ؟ فقام رسول اللّه - صلعم - الى الصّلاة ، فلمّا قضى الصّلاة ، قال : اين السّائل عن السّاعة ؟ فقال الرّجل : انا يا رسول اللّه . قال : ما اعددت لها ؟ فقال : ما اعددت لها كثير صلاة و لا صيام ، او قال : ما اعددت لها كثير عمل ، الّا انّى احبّ اللّه و رسوله . فقال النّبىّ - صلعم - : « المرء مع من احبّ » « * » و انت مع من احببت . قال انس : رضى اللّه عنه - فما رأيت المسلمين فرحوا بشىء بعد الإسلام فرحهم بهذا . انس - رضى اللّه - عنه روايت مىكند كه : مردى به نزديك رسول آمد - عليه الصلاة و السّلام - و گفت : يا رسول اللّه قيامت كى خواهد بود ؟ رسول - صلعم - برخاست ، و نماز بگزارد ، و چون نماز به آخر رسيد ، فرمود كه : سايل كجا رفت ؟ سايل گفت : انا يا رسول اللّه . [ گفت ] : چه زاد و توشه از بهر قيامت ساختهاى ، و كدام ذخيرت از بهر غرامت اندوختهاى ؟ گفت : يا رسول اللّه ، عدّت و ساز و توشه ، و عتاد از بهر روز معاد ، نه از نماز و روزهء بسيار ، و عمل فراوان ساختهام . بلكه خدا و رسول را دوست مىدارم ، و اعتماد من در اين سفر دراز ، و اعتضاد من در اين باديهء خونخوار ، بر اين زاد است . رسول - عليه الصّلاة و السّلام - تحسين كرد وى را و گفت : بدان و آگاه باش كه ، اين نيك عروهاى است وثقى ، كه متمسّك آن شدهاى ، و اين محبّت ، شامل فنون فوائد ، و حاوى اقسام مزايا و فضائل است . و هر كه خود را به زينت اين وسيلت ، و حليت اين زلفت ، آراسته كرد ، از شجرهء امانى ، ثمرهء شادمانى چيد ، و راه اختلال و طريق انقباض و زوال ، بر خود بسته گردانيد . انس - رضى اللّه عنه - مىگويد كه : نديدم كه مسلمانان ، بعد از اسلام به هيچ اشارت ، چنان شادى و خرّمى ننمودند ، كه بدين بشارت . شيخ - رضى اللّه عنه - گفته است كه : راه صوفيان : اوّل ايمان است ، و پس علم ، و پس ذوق [ آنان كه خود را به صوفيان مانند كنند ، صاحب ايمانند ، و متصوّفه صاحب علماند ، و صوفى صاحب ذوق ] متصوّف نصيبى مىيابد از حال صوفى ، و متشبّه نصيبى مىيابد از حال متصوّف ، و اين تسلسل ، از جذبات الطاف عنايت حق تعالى است با اين امّت ، تا اين راه هميشه مسلوك باشد . صوفى در حالت ذوق ، صاحب قدم باشد ، و متصوّف در حال علم ، صاحب نظر باشد ، و متشبّه ، صاحب ايمان ، صوفى ، صاحب مشاهده ، و متصوّف صاحب مراقبه ، و متشبّه ، صاحب مجاهده . قال اللّه تعالى : « ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا ، فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ ، وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ ، وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ، ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ « * * » » حق سبحانه و تعالى ، در دايرهء علم
--> ( * ) جامع الصغير ج 2 ص 326 و 484 . ( * * ) فاطر - 35 : 32 .